درددل یک معلم با مراجع و یک هشدار؛
حکایت حجاب و فروع دیگر فرومانده
مجید عزیزی، 8 آبان 91
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۲۹نقل از سایت الف
باسمه تعالی
محضر حضرت آیت ا...
با سلام و عرض احترام، اینجانب به عنوان معلمی که در این جامعه از نزدیک با چالش های فرهنگی و اجتماعی مردم، به ویژه دانش آموزانم آشنا هستم، مصدع شده ام تا یکی از این موارد را خدمتتان عرض نموده و از محضر شریفتان کسب راهنمایی و تکلیف نمایم.

دوستی با شرایط اعتقادی و مذهبی خوب و از وفاداران به انقلاب اسلامی و با سابقه فعالیت طولانی در بسیج و حضور در جبهه و جنگ، چند سال پیش به دلایل شغلی و کاری، مدتی به همراه خانواده به یکی از کشورهای اسلامی عزیمت نمودند در حالی که ایشان در آن ایام دارای دختری در سن بلوغ بودند.

ایشان در زمان حضور در آن کشور اسلامی با چالشی در خصوص دختر ۱۳ ساله اش مواجه می شود که ظاهراً به دلیل شرایط اجتماعی و فرهنگی آن کشور، مواضع سختی از سوی دخترشان نسبت به ایران به وجود می آید، به طوری که پس از دو سال و اندی به دلیل احساس خطری که برای خانواده اش می کرد با ترفندها و مذاکراتی خانواده و دخترش را متقاعد می کند که به ایران برگردند و زندگی کنند و در این راه تمام سعی خود را جهت ایجاد حس خوشبینی نسبت به ایران و مبانی دینی نزد دخترش به کار می برد.

پس از گذشت چند ماه ازحضورشان در ایران، در یکی از روزهای هفته آخر شهریور، دختر ۱۴ساله ایشان و دو تن از دوستانش که به خیابان رفته بودند، توسط گشت ارشاد دستگیر شده و جرمشان، پوشیدن شلوار تنگ و بالا بودن استین مانتو تا وسط ساعد، اعلام می شود. دختر به بازداشتگاه خیابان وزرا اعزام و به خانواده اش اعلام می شود، با آوردن شلوار نسبت به آزادی وی اقدام نمایند.

اکنون پدر که مدتها برای ایجاد پیوند عاطفی دخترش با ایران وقت و انرژی صرف کرده بود، دچار چالش های عمده دیگری گردیده است. ظاهراً برخورد نیروهای مذکور که بسیار توهین آمیز بوده (مخصوصاً انداختن پلاک شماره به گردن وی و انداختن عکس همانند مجرمان ...) به گونه ای بر روحیه دختر تأثیر گذاشته که از آن زمان تاکنون مرتبا با خانواده خود درگیر است و درخواست خارج شدن از ایران را دارد. با لجبازی، دیگر تن به انجام فرایض به ویژه نماز نمی دهد و مدام در خصوص افرادی که از دین اسلام خارج می شوند و به نمایندگی های سازمان ملل برای پناهنده شدن به کشورهای غیر اسلامی مراجعه می نمایند، سوال می کند.

اینجانب درخواست دارم به موارد زیر عنایت فرمایید:
۱- در خصوص کمک و راهنمایی به این گونه افراد از سوی صدا وسیما راهنمایی صورت پذیرد.

۲- ما در روایات متعدد ثواب عظیم افرادی که باعث مسلمان شدن غیرمسلمانان می شوند را شنیده ایم. آیا این مامورین حجاب و عفاف نیز عقوبت عامل "از دین خارج شدن یک مسلمان" شدن را به خاطر نوع برخوردهای زننده و زشت با مردم می دانند؟

در صورتی که در جامعه اسلامی مجریان قانون، باعث ترک نماز یک نفر و یا خروج وی از دین شوند، مسئولیت با کیست؟ اگر خدای ناکرده این تعداد بیش از یک نفر شود و فراگیری آن در جامعه به حدی برسد که به اختلال اجتماعی تبدیل شود، چه باید کرد؟ آیا مراجع عظام و علما محترم حوزه، آماری از مسیحی شدن مخفیانه دانشجویان و دانش آموزان ایرانی و مراجعه آنها به کلیساهای خانگی که در اقصی نقاط ایران گسترش یافته اند، دارند؟ آیا آماری از مسلمانان از دین خارج شده ایرانی که به دفاتر سازمان ملل برای پناهنده شدن به سایر کشورهای غربی مراجعه می کنند، دردست است؟

۳- آیا برخورد اولیه با دختر جوانی که کمی مشکل حجاب دارد باید همانند یک متهم به دزدی، تن فروشی، اعتیاد و ... باشد؟ آیا آماری دارید که نشان دهد از مجموع دستگیرشدگان گشت ارشاد، چند درصد بعد از برخورد، متقاعد به استفاده از حجاب اسلامی شده اند؟ و یا این نوع برخورد، لجاجت و خصومت بیشتری دردل آنها ایجاد نموده است؟ آیا آماری از تاثیر این برخوردها بر روی سایر اعضا خانواده دستگیر شدگان و مردم معمولی جامعه دارید؟ تفاوت فاحش نوع برخورد کشورهای اسلامی با مسئله حجاب، با آنچه در کشور ما می گذرد از کجا سرچشمه می گیرد؟ آیا این تحلیل را شنیده اید که در ایران، از شعائر اسلامی تنها حجاب را محکم گرفته اند ولی بقیه ی فروع دین را رها کرده اند؟
به راستی به کجا می رویم؟ به دلیل معضلات اقتصادی جامعه، دختران خیابانی و هرزه ایجاد می کنیم. در پارک ها فروش مواد مخدر مانند فروش آدامس، عادی شده، در همین حال نیرو و انرژی فراوانی صرف به اتهام کشاندن دختران معصوم وکم سن وسال می کنیم.

۴- پدر ایشان که از مدیران با سابقه نظام است، می گفت؛ در آن شب حدود یک ساعت بیرون از بازداشتگاه منتظر آمدن دخترش بوده و در آن مدت شاهد انزجار شدید تمام افراد گرفتار و خانواده های منتظر ایشان بوده است. جالب اینکه خیلی از کسانی که جهت ضمانت متهمان آمده بودند، خودشان بیش از متهمان مشکل حجاب داشته اند.

اینجانب به عنوان معلمی درد آشنا، توصیه می کنم، مراجع عظام، نمایندگانی را به صورت کاملا ناشناس به این مراکز اعزام کنند تا شاهد رخدادها و پیش آمدها و نتایج این تصمیمات و برخوردها باشند تا خدای ناکرده افرادی به واسطه عدم اجرای صحیح فریضه مهم و واجب امر به معروف و نهی از منکر، باعث از دست رفتن اعتقادات جوانان و انزجار آنان از دین نگردند.