جواد طوسی

تشدید خشونت در جامعه نامتوازن

تداوم و افزایش چنین رخدادهایی ناخودآگاه این نگرانی و اضطراب را در وجود خواننده تشدید می‌کند که ما در چه محیطی زندگی می‌کنیم؟
 
تشدید خشونت در جامعه نامتوازن

«تیراندازی دو موتورسوار به مردم و زخمی شدن چهار نفر»، «حکم اعدام برای سه مرد متجاوز»، «تأیید حکم اعدام مرد همسرکش»، «قتل پسر مزاحم با اسید»، «زورگیری‌های زن و مردان شیشه‌ای به خاطر تأمین هزینه‌های مواد»، «مردان شرور با قمه در مقابل مدرسه دخترانه»، «سرکرده باند بزرگ سارقان مسلح به دام افتاد»، «مقتول در آخرین لحظه اسم قاتل را به زبان آورد».
اگر روزنامه‌خوان حرفه‌ای باشید، هر روز نمونه‌های عینی و مشابه این عناوین را در صفحه حوادث روزنامه‌ها همراه با چند صورت شطرنجی شده و یا مجرمینی که صورت خود را با دستانشان در برابر دوربین عکاسان پوشانده‌اند، می‌بینید. البته هر روزنامه بر اساس تعریف مستقلی که از «ژورنالیسم» و «مخاطب» دارد اقدام به پوشش خبری این وقایع در سطح کشور و انتخاب تیتر و عکس می‌کند. تداوم و افزایش چنین رخدادهایی ناخودآگاه این نگرانی و اضطراب را در وجود خواننده تشدید می‌کند که ما در چه محیطی زندگی می‌کنیم؟
مقوله «بزهکاری» در هر جامعه‌ای بر اساس سیستم حکومتی و قوانین تدوین‌شده و مجریانش، شرایط اقتصادی/ فرهنگی/ آموزشی و...، طبقه‌بندی‌های اجتماعی، نحوه اجرای عدالت، تعریف مستقل خودش را دارد.
بدون آنکه بخواهیم «سیاه‌نمایی» کنیم، این سؤال ذهن مشتری‌های پر و پا قرص صفحه حوادث یا جامعه‌شناسان و جرم‌شناسان را با خود درگیر می‌کند که چرا در جامعه‌ای که همواره از تریبون‌های مختلف دم از اخلاقیات، معنویت و دیگر مبانی ارزشی می‌زند، شاهد سیر فزاینده جرم و رفتار بزهکارانه هستیم و اخبار رسانه‌ای در مورد دستگیری سریع مجرمین و برخوردها و شدت عمل‌های قانونی تغییر چندانی در این وضعیت ایجاد نمی‌کند؟ هرچقدر با نگاه خوش‌بینانه بخواهیم خود را گول بزنیم که درصدی از این افعال مجرمانه اقتضائات جوامع در حال گذار است، باز نمی‌توان در برابر این حجم انبوه رفتار ناهنجار و غیرانسانی و حوادث تکان‌دهنده و جنایاتی که در کمال خونسردی شکل می‌گیرد و محدوده سنی پایین اکثر این مجرمین، بی‌تفاوت بود.

اگر ریشه‌های درصد قابل توجهی از این جرائم را در عدم توازن اقتصادی و نابرابری‌های اجتماعی، فقر و بیکاری، اعتیاد و فقر فرهنگی حاکم بر کانون خانواده‌ها بدانیم، چرا اراده جدی برای رفع این معضلات و ناهنجاری‌ها با هم‌فکری و تعامل قوای سه‌گانه صورت نمی‌گیرد؟ در همین وضعیت کنونی، در یک رابطه علت و معلولی، چقدر مبحث «جرم‌شناسی» و توجه به اقدامات بالینی مجرمین و مراقبت‌های لازم از آنها در بازگشت به جامعه و کانون خانواده در سیستم قضایی ما و دیگر مجاری مرتبط با آن به‌درستی اجرا می‌شود؟

آیا به این نکته اندیشیده‌ایم که چرا جامعه و نظامی که اصول و خط‌مشی اولیه خود را بر کمال و منزلت انسانی، حکومت عدل، تأمین حقوق همه‌جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی و تهذیب نفس و اخلاقیات بنا نهاده، در زمینه امنیت فردی و اجتماعی و حفظ حقوق شهروندی و اجرای درست عدالت و جلوگیری از شکاف طبقاتی و... عصبیت و خشونت در رفتار اجتماعی ناموفق بوده است؟
*حقوقدان و منتقد سینما